آغاز

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجا وب‌نوشت بنده است؛ محمد مهدی نادری بنی؛ شخصی به دنبال اتصال به حقیقت، که از قضا، طلبه هم هست و حقیقت را در اسلام پیدا کرده.

نام اینجا را، مسوّدات گذاشتم؛ مسوّده به معنی پیش‌نویس و نوشته‌ای است که سرسری نوشته باشند تا بار دیگر آن را به دقت و صفا و خوبی بنویسند (+). وجه تسمیه‌اش نیز این است که این مطالب، نتایجِ نهاییِ حقیر نیست و لزوماً ادّعای قطعیت به دوش نمی‌کشد، بلکه نظراتی است در حال پخته‌شدن.

اما بگذارید همین ابتدا مشخص کنیم چه چیزهایی را در این وب‌نوشت می‌نویسم و اصلاً چرا می‌نویسم؟

چرا می‌نویسم؟

  1. انگیزه‌سازی: شخصیت و شاکلهٔ لااقل بنده در مورد انگیزه‌داشتن چنین است که در قد و قوارهٔ همان تلاشی که کرده‌ام، حتماً بتوانم خروجی عینی بگیرم. هر قدر هم این خروجی ساده باشد اما وقتی دست‌رنج تلاش‌هایم باشد، برایم ارزشمند است. بدین ترتیب تلاش‌های گذشته‌ام را بی‌ثمر نمی‌بینم و برای تلاش‌های آینده‌ام نیز انگیزه می‌گیرم. خصوصاً این مطلب در مورد فعالیت‌های علمی و پژوهشی (که بخش اعظم فعالیت بنده هم هست)، حساسیت بیشتری دارد از آن رو که فعالیت‌های علمی از دیگر فعالیت‌ها ذهنی‌تر و تجلّی عینی کمتری دارد است و اگر درون واژگان و نگاشته‌ها جلوه نکند، خروجی‌نداشتن آن محسوس‌تر است.
  2. جرئت‌ورزی: در فضای علمی اگر شخص -ولو در جمعی محدود- به اظهار نظر نپردازد، رفته‌رفته رخوت علمی درونش جا می‌گیرد و شور و شوقِ رد و اثبات در او کم‌سو می‌گردد و در نهایت انفعال به جای فعالیّت دامن‌گیرش می‌شود. یکی از پربهره‌ترین طرق این اظهار نظر، نگاشتن است.
  3. گذشته‌نگاری: با ثبت خروجی یا خلاصه‌ای از فعالیت‌های علمی، می‌توان یک دید واضح از گذشتهٔ کار علمی خود تشکیل داد. این دید می‌تواند در مسیری که شخص برای آیندهٔ خود ترسیم می‌کند مؤثر باشد و این خروجی‌ها در بهتر طی کردن آن مسیر نیز یاری‌رساننده خواهد بود.
  4. صحّت‌سنجی: بی‌شک ارائهٔ افکار خود به بزرگانی که آن‌ها را محقّق (و همچنین صاحب نفس سلیم) می‌دانیم و استفاده از نظر آن‌ها امری بسیار مفید خواهد بود و ما را از برخی انحرافات تدریجی نجات خواهد بخشید. از طرف دیگر بسیاری از افکار و نظریاتی که در طول روزگار خود در حال پختن آن‌ها هستیم، -اگر برنامهٔ خاصی برای ثبت و اظهار آن‌ها نداشته باشیم- سالیانی یا ده‌ها سال بعد اظهار خواهند شد و در آن زمان -اگر انحرافی بوده- دیگر قابل اصلاح نیست. بدین ترتیب اظهارِ اندک‌اندکِ افکار پخته و ناپخته و طلب صحّت‌سنجی و نظردهی از بزرگان، امری ضروری می‌نماید. باز هم پربهره‌ترین راه برای این مقصود، نگارشِ افکار است که می‌توان با تنها یک بار نگاشتن و ارائه آن نگاشته به چندین نفر، از چندین نظر بهره‌مند شد و همهٔ این افکار و اظهار نظرها ثبت و ضبط هم می‌گردد.
  5. تمرینِ نگارش، یافتن و نهادینه‌کردن ادبیات و بیان مطلوب: هر شخص ابتدا باید دنبال ادبیات و شیوهٔ بیان مطلوب خود بگردد سپس با تمرین و ممارست با آثارِ فاخرِ ادیبان زبردست، بیان مطلوب خود را در قلم خود نهادینه کند. گذشته از بیان مطلوب، اگر شخص در تمرین‌ها نتواند گره‌های بیانی خود را باز کند، بعدها در خروجی‌های اساسی علمی‌اش با مشکل مواجه خواهد شد و دیگران به سختی به مقصود او پی خواهند برد. بهترین شروع برای این تمرین همین خرده‌نگاری‌های علمی است.

جوان اشتباه می‌کند و جهان را به پیش می‌راند،

پیر خطا نمی‌کند و دنیا را به جانبِ توقّف می‌کشاند.

— نادر ابراهیمی، آتش بدون دود، کتاب چهارم

چه می‌نویسم؟

هر آنچه در گسترهٔ دغدغه‌مندی‌های علمی حقیر بگنجد. علومی که در اسلام‌شناسی مددی می‌رسانند در این گستره، بخش مهمی دارند و در کنار این علوم، پیرامون پرونده‌های دیگری که نزدم باز شده‌اند، مطالبی نگاشته خواهد شد -اگر خدا خواهد. این نگاشته‌ها در قالب‌هایی همچون یادداشت بر کتاب، مستند و فیلم، بررسی نظرات یک مکتب یا شخص، جُستارک‌ها، پرونده‌ها، تلخیص‌ها، تأمّلات، نمودارها و… خواهد بود.

زندگی در دنیای امروز زندگی در مدرسه اراده است؛ و سعادت و شقاوت هر انسانی به اراده همان انسان رقم می‌خورد. اگر بخواهید عزیز و سربلند باشید، باید از سرمایه‌های عمر و استعدادهای جوانی استفاده کنید.

با اراده و عزم راسخ خود به طرف علم و عمل و کسب دانش و بینش حرکت نمایید، که زندگی زیر چتر علم و آگاهی آنقدر شیرین و انس با کتاب و قلم و اندوخته‌ها آنقدر خاطره‌آفرین و پایدار است که همه تلخی‌ها و ناکامی‌های دیگر را از یاد می‌برد.

بشریت با همه پیشرفت‌هایش در علوم و فنون هنوز در گهواره طفولیت دانش است، و تا رسیدن به بلوغ کامل راه طولانی در پیش است. امیدوارم ملت‌های اسلامی و ملت بزرگ ایران با یک تحرک فرهنگی گسترده بتوانند مسلمانان را از فقر و تنگنای علمی درآورند.

امام خمینی، نامه به تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۶۷ پیرامون دانش‌آموزان ممتاز شاهد، صحیفه ج۲۱ ص۱۳۷ (+)

چرا اینجا می‌نویسم؟

در این سالیان، پیوسته مترصّد این بودم که بستر مناسبی برای خرده‌نگاری‌هایم پیدا کنم؛ هر قدر شبکه‌های اجتماعی را بالا و پایین کردم راضی نشدم که در آن‌ها مطلبی بنگارم؛ اساساً ورود برخی بزرگان برای نگارش‌های علمی در این شبکه‌ها، جفای کم‌نظیری‌ بود به دانش!

برخی عیوب شبکه‌های اجتماعی همچون اینستاگرام و تلگرام:

  • عدم رعایت استاندارد فاصلهٔ خطوط و اندازهٔ فونت برای خوانش‌های طولانی
  • ضعیف‌بودن دسته‌بندی‌ها و ساختاردهی به مطالب و به طور کلی ضعیف‌بودن شخصی‌سازی
  • محدودیت تعداد کاراکترها که طبیعتاً متون طولانی را به رسمیت نمی‌شناسد
  • سرعت‌محور و سطحی‌بودنِ فضا که طبیعتاً منجر به بی‌حوصلگی مخاطب نسبت به متون طولانی می‌شود
  • و …

این عیوب مرا بر آن داشت تا در همین فضای وب‌نوشت که گسترهٔ شخصی‌سازی آن نیز بسیار وسیع است، به خرده‌نگاری بپردازم و این بستر را بهترین مورد برای اشتراک‌گذاری‌های نگاشته‌های علمی بدانم.

لکن در مورد بازخوردگیری و ارتباط بیشتر و بهتر با مخاطبین، شبکه‌های اجتماعی قوت بیشتری دارند که می‌توان با ترکیب این فضا با شبکه‌های اجتماعی (مثل اطلاع‌رسانی نگاشته‌های جدید در شبکه‌های اجتماعی) این مزایا را نیز به دست آورد.

از شروع این پست دقیقاً ۲۰ سال -به مقیاس سال‌های دنیایی- می‌شود که پا به این جهان گذاشته‌ام؛ این نگارش‌ها را شروع می‌کنم به امید ساختن ابدیّتی که در پیش دارم…

پ.ن: عکس این نوشته از برگه‌های کتاب المقرّر فی شرح المنطق المظفر است که سال ۹۴ یا ۹۵ گرفته شده.

پ.ن: طراحی مینیمال وب‌نوشت را چه قدر می‌پسندید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *