نیم‌نگاه | آسید محمدعلی روضاتی 🔄

سید محمدعلی روضاتی

۱۳ رجب ۱۳۴۸ه‍.ق/آذر ۱۳۰۸ش

عالم محقق، محدث متتبع، رجالی معاصر، کتاب‌شناس و تراجم‌نگار

  • نام ایشان در جای جای کتب رجالی، انساب، فهرست، نسخه‌های خطی، مکاتبات یا شخصیت‌ها، مقدمهٔ مصححین نسخ خطی و مانند آن، اسمی آشنا و گران‌قدر است.
  • ایشان همچنین دارای طبع شاعری بوده و تخلص «شریف» داشت.
  • موفق به اخذ اجازه اجتهاد از سوی آیت‌الله کاشف‌الغطاء شد.

نسب و زندگی

  • ایشان -هم از نسب مادر و هم از نسب پدر- از احفاد صاحب روضات محسوب می‌شوند.
  • در هشت سالگی پدرش را -که به تحصیلات عالی خود در نجف مشغول بود و به هنگام آب‌تنی در شط کوفه غرق شده بود- از دست داد و تحت سرپرستی پدربزرگش (پدرِ مادرش) میرزا سید حسن چهارسویی رشد و بالندگی یافت.
  • علوم جدید را از چهارم ابتدایی تا متوسطه در دبستان و دبیرستان فرهنگ و چهارم متوسطه (دهم قدیم) را در دبیرستان سعدی اصفهان در سال ۱۳۲۴ش به پایان رساند.
  • سپس وارد مدرسهٔ صدر بازار اصفهان و آموختن علوم حوزوی شد و مقدمات و برخی از دروس سطح (معالم، شرح لمعه، مکاسب) را نزد اساتید این شهر آموخت.
  • سپس روانهٔ شهر قم گردید و دروسی مانند کفایه، شرح لمعه، رسائل، مکاسب و نیز خارج فقه را از علما آن دیار فراگرفت.
  • تنها پسر ایشان امیرسیدحسن روضاتیان دارای دکترای فیزیک و عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان است.

مشایخ حدیث

  • وی از محدثان و رجالیان نامدار معاصر است که تلاش زیادی در اخذ حدیث از محدثان نامدار نمود.
  • ایشان موفق به اخذ اجازات حدیث پیش از سن بیست سالگی گردید.
  • در اهمیت اجازه حدیث می‌نویسد: «از امور مهمه که مشایخ سابقین، رضی الله عنهم، به آن اهمیت فوق‌العاده می‌نهاده‌اند روایت احادیث ائمه اطهار صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین است از مشایخ خود با اجازه، که متأسفانه در این قرون اخیر فی الجمله متروک شده و نوعاً برای آن اهمیتی قائل نیستند».
  • وی در مرآة‌الزمن أو الوجیز المستحسن فی الاجازة لسیدنا الفقیه الامامی الحسن، که اجازه‌نامهٔ ایشان برای نقل روایت به آیت‌الله سیدحسن فقیه‌امامی است، نام مشایخ حدیث خود را که به سی تن می‌رسد کاملاً ذکر نموده. البته علاوه بر این‌ها از علمای دیگری نیز کتباً یا شفاهاً اجازهٔ نقل حدیث داشته، مثلاً از امام خمینی شفاهاً اجازهٔ نقل حدیث دریافت کرده.

مجازان از علامه روضاتی

ایشان از مشایخ بزرگ اجازهٔ حدیث در دوران معاصر به شمار می‌رفت.

برخی از مجازان از ایشان: سید مصلح‌الدین مهدوی / حاج سید حسن فقیه‌امامی / حاج شیخ هادی نجفی / حاج شیخ رضا مختاری / دکتر حامد ناجی / شیخ مجید هادی‌زاده / شیخ علی صدرایی خویی / سید علی طباطبائی / سید محمد طباطبائی / و…

کتابخانهٔ روضاتی

کتابخانهٔ آیت‌الله روضاتی میراث نسخه‌های خطی با ارزش از چندین سده از جد اعلای او میر سید ابوالقاسم (صاحب مناهج المعارف) گرفته تا صاحب روضات و فرزندان و نوادگانش به شمار می‌رود. ایشان زحمات زیادی در حفظ کتب موروثی خاندان متحمل گشت و در طی سالیان متمادی نسخه‌ها و رسائل خطی و چاپی بسیاری را نیز از عموزادگان و سایر کتابخانه‌ها و اشخاص دیگر خرید و به کتابخانه افزود.

این کتابخانه از معروف‌ترین و مهم‌ترین کتابخانه‌های شخصی در ایران و مطرح در سطح جهانی و کشورهای اسلامی است.

با اینکه کتابخانه‌ای شخصی بود اما تا پایان عمر شریف صاحب آن به بسیاری از محققان و دانش‌پژوهان فیض رسانید. ایشان در امانت دادن نسخه‌های نفیس کتابخانهٔ خود به اهل تحقیق، سعهٔ صدر بالایی داشت و حتی گاهی به پژوهشگرانی که مشغول تصحیح و تحقیق اثری بودند خود پیش‌قدم شده، نسخ متعددی از آن را در اختیارشان می‌گذاشت. و از راهنمایی‌های لازم و ارائهٔ تجارب ارزشمندش دریغ نمی‌ورزید.

در جرعه‌ای از دریا ج۳، ص۷۰۵ از قول آیت‌الله شبیری زنجانی آمده:
من مرهون محبت و لطف دو نفر بوده و هستم. یکی مرحوم آقای آسید عبدالعزیز طباطبایی و دیگری آقای آسید محمدعلی روضاتی. […] آقای روضاتی هم اگر کتب خطی نادری می‌دید که برایم مفید است بدون اینکه بگویم در اختیارم می‌گذاشت تا از آن استفاده کنم.

عشق به کتاب

شرايط زندگي ايشان در طفوليت، يعني يتيمي و بزرگ شدن در دامن پدر بزرگ مادري، نوعي حالت دو گانه را در ايشان پديد آورده بود. از يک سو در يک خانواده روحاني و اصيل و تا حدي اشرافي ـ پدر بزرگ ايشان آيت الله چهارسوقي يکي از برجسته‌ترين روحانيون شهر بودند ـ و از سوي ديگر بچه‌اي يتيم و بدون برادر و تربيت شده در دامان مادر بزرگ. بنابرين ضمن بزرگ منشي، سخت احساس تنهايي و غربت داشت و اين تنهايي را ظاهرا از همان روزگاران قديم در درون خود نگاه داشته بود و گاه بروزش مي‌داد.
تنها چيزي که اين تنهايي و يتيمي را جبران مي‌کرد، عشق به کتاب و ترجيحاً نوع خطي آن بود. ايشان زماني به بنده گفتند که وقتي پدرم را از دست دادم، عشق به کتاب، جاي عشق به پدر را گرفت. عشقي عجيب و وحشتناک که البته در ميان شماري از قدما و متأخرين ما بي سابقه نيست. بعد از خطي، اگر کتابي چاپ مصر و لبنان و عراق مي‌بود، ترجيح داشت. هر چه کتاب عالمانه‌تر و دقيق تر و کم اشتباه‌تر بود، بيشتر وي را اقناع مي‌کرد، و اما، واي به حال کتابي که اغلاطي داشت و اثري مورد علاقه او بود، اما بد تصحيح شده بود.

استاد در خانواده اصيل و بزرگ و عريق و دانش پروري که متعلق و علاقه مند به آن بود با پديده نسخه خطي آشنا شده و با آنها بزرگ شده بود. از کودکي نسخه خطي ديده بود و از نوجواني بهترين ها را براي خود گردآورده بود و با آنها مأنوس بود. عاشق نسخه‌هاي خاندان بود و هر کجا مي يافت به هر قيمت تهيه مي کرد. حتي تا روزهاي آخر. معلوم نيست چه اندازه از عمر و مالش را صرف آن کتابها کرده بود، اما هرچه بود اين کتابها، معشوقه‌هاي متعدد و متکثر وي بودند که همه وجودش را در انحصار خود داشتند.
اين اواخر که همسرشان به رحمت خدا رفت، گاهي صحبت از تنهايي کردند، اما به نظرم، حاضر نبودند هيچ چيزي را در اين عالم با کتاب آن هم نسخه خطي عوض کند. حيات وي به اين آثار و ديدن آنها و نوشتن در باره آنها بستگي تام و تمامي داشت. اگر کسي يادداشتهاي ايشان را در آغاز و انتهاي نسخ خطي شان مي ديد، در مي يافت که چه عشق عجيبي در پس پرده وجود ايشان به اين نسخه ها نهفته است. در يک کلام نسخه خطي با گوشت و پوست و خون او درآميخته بود.

نگر: یادداشت رسول جعفریان دربارهٔ استاد خود آسیدمحمدعلی روضاتی

وفات و مدفن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *